زمستون
زمستون تموم شد
يار از سفر نيومد
دلم دربدر شد
اين قصه سر نيومد
عزيزم کجايي
از من خبر نداري
مردم از اين جدا يي
مگه دوسم نداري
من اينجا شکستم
تو تنهايي نشستم
به فردا دل بستم
چشم به راه تو هستم
انتظار انتظار
تموم شد روزگارم
انتظار انتظار
ديگه طاقت ندارم |