تمنا

سردو بارون زده و مست و خراب
آرزوهاي يه عاشق نقش برآب
اونکه با ما همدم و همراز بود
رفته در پشت هزاران نقاب

خستگي در تن من
دوباره بيدار شده
درد ديرينه ي من
دوباره بي خواب شده

دست من را تو بگير
اشک من را تو پاک کن
در من اما تو نمير
درد من را تو رها کن

اصفهان - فروردين 1374

:: All rights reserved - 2006 Design by Ali Rahimi ::