فريب
غربت تلخ ستاره دوري فاصله تا ماه سردي قطب جدا يي فصل نقاشي با آ ه
آسماني پر از تنهايي هيجاني بي مهتاب آفتابي بدون رخنه همه ي واقعيت ها سراب
تلخي زهر فريب پاد زهري ندارد جز نور عمق اين زخم درياست التيامش آخر آخر دور