ميشه
ميشه از نور بالا رفت
دست ابرا رو گرفت
ميشه با سپيده خنديد
نبض فردا رو گرفت
ميشه بوسه زد به باد
صداي برف رو شنيد
ميشه با غروب سفر کرد
همه ي دنيا رو ديد
ميشه نارنجي و زرد شد
رنگ آتيش رو نوشت
ميشه با خاطر و يادش
طعنه زد به سرنوشت
ميشه گفت خدا کجاست
دوست در چه فاصله ست
ميشه حدس زد رنگ عشق رو
وقتي دل بي حوصله س
کاش مي شد تو رو نوشت
كاش مي شد يافت تو رو
كاشکي رنگت ديدني بود
کاش مي شد داشت تو رو
دور ترين دور خدا
راز راه تو کجاست
بگو اسم تو چيه
مرز داشتنت کجاست |