شهر من
شهر من اون سر دنيا
آسمونش آبيه
نفسش گرمه مثه نور
خاطره ش آفتابيه
فاصله ش دوره تا خورشيد
ولي دستش داغه داغه
قلب مردمش يه درياست
اما لب تشنه ي آبه
شهر من سبزه مثه برگ
شهر من قرمز پر رنگ
شهر من سپيد دوستي
شهر من شير و يل جنگ
شهر من زنده نگهدار تو دلت
نبض گرم زندگي رو
شهر من نفس بکش تو
جاودانه کن اميد رو |